آذر ۲۸

محل برگزاری سخنرانی دکتر احسان شریعتی در سالن آمفی تئاتر دانشکده معماریاحسان شریعتی در حال سخنرانی - دانشگاه کاشان

دانشگاه کاشان انتخاب شده بود. دلیل این انتخاب

رو نمی دونم چی بود ! با اینکه از خود دانشگاه

به شهر نزدیک تر هست ولی نسبتا جایی نسبتا

دور افتاده خلوت محسوب میشه.

مراسم قرار بود ۷/۳۰ دقیقه آغاز بشه اما ما

ساعت ۵ به سمت دانشکده حرکت کردیم .

هنگام ورود به دانشکده یه لحظه شک کردیم

نکنه این خبر اشتباه باشه؟

چون هیچ پلاکارد ، پرده و یا حتی اطلاعیه ای

در سطح دانشکده وجود نداشت.

از چند نفر پرس و جو کردیم و مطمئن شدیم که خبر درسته.

مثله اینکه مجوز این سخنرانی ساعت ۲ بعد از ظهر داده شده بود و امکان

تبلیغات گسترده در این زمینه وجود نداشت که نتیجه این مساله نیز عدم آگاهی دانشجویان از حضور

فرزند شریعتی در کاشان بود و بالطبع عدم استقبال چشمگیر!

آغاز جلسه با ۳۰ دقیقه تاخیر توام بود. نه به دلیل دیر رسیدن دکتر بلکه به علت عدم رسیدن به

موقع سرویس های دانشگاه به محل. متاسفانه مسئولین برگزاری نیز هیگونه تمهیدی برای استقبال

و پذیرایی و یا حتی تزیین مجلس ندیده بودن و دائم به همان بهانه عدم وجود وقت اشاره میکردن!

مراسم با قرائت قرآن و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و سپس مجری برنامه بیانیه

روز دانشجو که موفق نشده بودند در ۱۶ آذر ارائه دهند ، قرائت کرد .

سپس دکتر احسان شریعتی به روی سن رفت و حدود ۱ ساعت به ایراد سخنرانیش پرداخت.

احسان شریعتی  - دانشگاه کاشان

بعد از سخنرانی مسئولین یک کلیپ تصویری

ویژه آماده کرده بودند که به شکل جالبی مونتاژ

شده بود. کلیپ کوتاه تمام و جلسه پرسش و پاسخ

به صورت کتبی و شفاهی آغاز شد.

بیشتر سوالات خارج از بحث بود و

بیشتر معطوف به دکتر علی شریعتی

بود و بقیه سوالات هم به شکل بسیار کلی بود.

ولی احسان شریعتی با سعه صدر به تمامی

سوالات تا آنجایی که وقت اجازه میداد پاسخ داد.

روحیه پاسخگویی احسان شریعتی و دقت وی

به سوالات بسیار جالب بود.

دانش آموخته فلسفه سوربن فرانسه به شکل باور نکردنی

خاکی بود.در پایان  سوالات نوبت رسید به

مراسم عکس یادگاری و بازدید از دفتر انجمن اسلامی دانشکده معماری. (راستی پذیرایی مفصلی هم شد :D !!!!! )

بارز ترین نکته این جلسه عدم هماهنگی و پیشوازی ضعیفی بودکه صورت پذیرفت

من و محسن که حسابی خجالت کشیدیم. حساب کن همچین کسی با این همه شهرت

و مدارج بالای علمی اونوقت نه یه شاخه گل ، نه یه پرده ساده و …

بگذریم…اون  شب ، شب بزرگی بود با تمام خاطراتش..

تا عمر دارم خاطره شیرین اولین ملاقات با فرزند ارشد دکتر علی شریعتی رو

فراموش نخواهم کرد..

اگه بازم نکته ای از مراسم یادم اومد مینویسم…سربلند باشید!

نوشته ای از \\ tags:

آذر ۲۵

بنام عرفان ، آزادی ، برابری..

دکتر احسان شریعتی صحبت خود را با این کلمات آغار کرد و گفت راه و عقیده پدرش در این سه کلمه

خلاصه میشد.سپس  یاد آور شد که مانند پدرش سخنران نیست؛ بلکه نویسنده ای است که

در فلسفه تحصیل کرده و سخنانش آمیخته است با این علم و سپس گفت با اینکه یکی دو سال است به صورت

آزمایشی در دانشگاه تهران مشغول به تدریس است ، ولی هنوز دانشجو است..

گفت انسان هیچگاه نباید فارغ التحصیل شود.در مورد دانشجوهای زمان خود گفت و نسل ۴ انقلاب اسلامی

را نسلی مایوس دانست ولی محاسبه گر و نسل خودرا نسلی امیدوار خواند که بدون حساب و کتاب اقدام

به کارهایی می کردند و گفت که از آن کارها پشیمان است و تا امروز حسرت می خورد.

سپس اشاره ای به حادثه ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ و شهادت دایی خود و همرزمانش در دانشگاه تهران توسط پلیس

(که هیچ مجوزی برای حضور در دانشگاه نداشت و ندارد! چه در آن زمان و چه اکنون..) کرد و گفت که آنان از

قبل تعیین شده بودند و به صورت اتفاقی کشته نشده بودند! سپس به نقش نهضت دانشجویی پرداخت و گفت که

این نهضت باید به نهضت های جهانی متصل شود ودر سرتاسر این جلسه بر این نکته تاکید داشت.

سپس به مقوله فرار مغزها اشاره کرد . نکته مهمی که در حرف های احسان بود، با کنایه سخن گفتن بود.

استفاده از تمثیل معماری تهران  در مورد انقلاب  یکی از ناب ترین مثال های وی بود.در خلال حرف هایش

بی پرده اشاره کرد که ما در ایران چیزی بنام اصلاحات نداریم. در کشور ما دوگروه راست افراطی بنام اصولگرا

و یک گروه محافظه کار (صد البته راست) بنام اصلاح طلب وجود دارد که سر دسته این جمع

سید محمد خاتمی است.سپس به نقش روشنفکران اشاره کرد و گفت روشنفکر باید در اختیار دانشجو باشد و

این دانشجو است که باید در سطح جامعه صحبت های روشنفکر رو برای عوام بیان کند و بنا بر این

روشنفکر مجبور است خود را فدا کند و همچنین دانشجو وظیفه اش تنها درس خواندن نیست،

دانشجو باید فعالیت های سیاسی و اجتماعی کند و همچنین سیاست و دیانت باید دانشجو و

دانشگاه را به رسمیت بشناسد و با او تعامل کند.

احسان صحبت هایش را با این بیت به پایان برد:

درخت تو گر بار دانش بگیرد            به زیر آوری چرخ نیلوفری را

ادامه دارد…

___________

پی نوشت :

در ابتدای جلسه یکی از اعضای انجمن بیانیه انجمن اسلامی به مناسبت روز دانشجو

را قرائت کرد که خواندنش خالی از لطف نیست.

نوشته ای از \\ tags:

آذر ۲۴

امشب برای من یکی از خاطره انگیز ترین شبهاست..

آنقدر هیجان دارم که کلمات رو هم موقع نوشتن فراموش می کنم..

امشب هم برای خودش شبی بود.. شبی با یک خاطره…

ملاقات با فرزند برومند خورشید کویر ؛ دکتر احسان شریعتی…

برای من که همیشه (سعی می کنم!) با یاد شریعتی زندگی کنم و علاقه وافری به وی دارم ،

تا دو سال پیش  دیدن عکس پسرش , احسان آن هم با توسل به Google همواره با شکست

مواجه می شد و تصویری بیش از تصویر احسان آن هم در جلسه چهلم پدرش،

در کنار آیه اللله طالقانی عایدم نمی شد، و همواره در اندیشه آن بودم که تصویر جدید از وی پیدا کنم..

ولی امشب..

 امشب احسان در کاشان حاضر شد ، هرچند مشخص بود خسته است ، اما باز آمد.

یادگار شریعتی بزرگ به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان آمده بود تا از شکاف بین نسلی بگوید ،

و الحق و الانصاف پدیده ای بود برای خودش.

شخصیت احسان به گونه ای است که هیچ کس جزء فرزند شریعتی بزرگ نمی تواند آن را داشته باشد…

فعلا بیش از این نمی توانم بنویسم… بعدادر این مورد بیشتر خواهم نوشت.

 

 

نوشته ای از \\ tags: