خرداد ۲۸

من چند سال هست برام علامت سوال شده که در این ۶-۷ سال اخیر ، هر وقت به سالروز شهادت دکتر علی شریعتی می رسیم ، همواره صدا و سیما در شب این روز اقدام به پخش سخنرانی حسن رحیم پور ازغدی می کنه و اساسا این دو چه سنخیتی با یکدیگر دارن؟! یکی که عنوان روشنفکر دینی را یدک می کشد و دیگری عنوان چماقدار دینی چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ از یه طرف اجازه برگزاری مراسم یادبود با سخنرانی فرزندش نمی دهند و از سوی دیگر در دانشگاه تهران و در خرداد ۸۹ جلسه ای با عنوان شریعتی و ایدئولوژی برگزار می کنند که  آدمی می ماند این برنامه در تجلیل از شریعتی تهیه شده و یا سعی در تخریب وی دارند!؟

http://stubasij.um.ac.ir/userfiles/Image/azghadi/20081216_6094_394238149.jpg

من ۱۵ دقیقه انتهایی این برنامه که دقایقی پیش از شبکه اول پخش شد رو دیدم، اول فکر کردم ویژه نامه ای است برای شهید جهان آرا که هم اختلافشون با بنی صدر مورد بررسی قرار گرفت و هم وصیت نامه این شهید بزرگوار از سوی رحیم پور ازغدی قرائت شد و تنها کسی که تا اون دقیقه ازش نام برده نشد ، دکتر شریعتی بود ، اگر اواخر برنامه هم عنوان این به اصطلاح برنامه نیز زیرنویس نمی شد به هیچ عنوان متوجه نمی شدم که چه خبره .

جناب آقای رحیم پور ازغدی ، شما با توجه به سابقه شفاف خودتون ،  لطف کنید نسبیت خودتون رو با دکتر علی شریعتی به طور خاص و جریان روشنفکری دینی ایران به طور عام مشخص کن چون جمیع تناقضات جنابعالی برای منی که یک جوان  نسل ۳ به حساب می آیم مشمئز کننده است!

این نقد را در رابطه با رحیم پور ازغدی حتما بخوانید!

نوشته ای از محمدعلی \\ tags: , , , , , , ,

۲۴ دیدگاه برای “ شریعتی و نسبتش با چماق ؟!”

  1. ضیایی می گوید:

    سلام
    شما از سابقه دوستی و تاریخی آقای ازغدی با دکتر شریعتی خبر دارید؟
    ایشان از خیلی قبل تر از شما ایشان را می شناسند و اتفاقاً به نظرم اتفاق خوبی افتاده چون کسانی چون سروش که خود را روزی بر سر سفره شریعتی می دانستند و گویی سند شریعتی به نام انها زده شده بود و هیچکس جز انها حق صحبت در مورد شریعتی نداشت امروز متوسل به رد و دفع شریعتی هستند و ان امکان به وجود امده که بهتر روشنفکر مرتجع و آخوند دربار دو دشمن همیشگی اسلام و تفکر افرادی چون شریعتی را بشناسیم نه از زبان سروش که داستانی است تکراری از زبان دوستان قدیم شریعتی
    ________________________________
    مانیکس:
    اولا کجا ایشان سابقه دوستی با دکتر شریعتی داشته که ما بی اطلاع هستیم ؟
    در ثانی چه ربطی داره دوست عزیز که ایشون دوست دکتر شریعتی بوده شناختش از من بیشتر است؟
    ثالثا با اینکه من نقد دارم به سروش اما ایشان رو انسان شریفی می دونم که حداقل پشت چهره کسی قایم نشده و داره حرفها ، عقاید و نظرات خودش را به صورت مستقل اعلام می کنه و قصد نداره به بدلی از شریعتی تبدیل بشه!!
    اما “روشنفکر مرتجع و آخوند دربار دو دشمن همیشگی اسلام و تفکر افرادی چون شریعتی را بشناسیم” نشان از سوزش شما دارد گرامی!!
    خدا را شکر که شریعتی هیچ سابقه فساد سیاسی ، اخلافی و مالی نداشته که افراد جاهلی مثل شما تو بوق و کرنا کنند!
    نه کارخانه لاستیکی داشته نه شکر فروش بوده نه هیچ چیز دیگه
    معلمی ساده بوده که بهترین در نوع خودش بوده ، همین بس که در کشور ما چه کسانی اقدام به مصادره شریعتی از الآن نموده اند.

  2. مهدی رسولی فینی می گوید:

    ممد جون . رحیم پور پسر حیدر رحیم پوره.
    شریعتی هم پسر محمد تقی شریعتی.
    این دو تا بابایی که گفتم یه جورایی رفیق و همکار فرهنگی بودن با هم و دکتر شریعتی هم به تبع باباش زیاد خونه حیدر رحیم پور می رفته و من یادمه خود رحیم پور پسر خاطراتی داشت از این خونه شون اومدن ها و بحث های داخل خونه شون.
    ____________________
    مانیکس:
    جواب شما اون پایین!!

  3. مهدی رسولی فینی می گوید:

    راستی ممد جون !
    اولا “چماقدار دینی” توهینه ؛
    ثانیا اون لینکی هم که داده بودی همش سر و صدا بود ، حرف و استدلالی من پیدا نکردم توش.
    ثالثا تو که فقط یه ربع آخر سخنرانی رو دیدی ، چطور درباره ش قضاوت می کنی ؟ معمولا سخنران ها آخرهای سخنرانی رو می زنن در جسته و گریخته گویی.
    در ضمن این لینک را هم ببین:
    http://www.rabbi.blogsky.com/1386/09/14/post-5
    ____________________
    مانیکس:
    مهدی جان ؛
    اولا عنوان چماقدار نقل قولی است از خبرنامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که طی حوادثی که در دانشگاه خواجه نصیر صورت گرفت ، این عنوان رو شایسته این آقای به ظاهر محترم دانستند و به ایشون اعطا کردند ، امیدوارم با بزرگ چماقدار اسلامی محشور گردند.
    ثانیا اون لینکی که داده بودم اسمش نقد بود و البته خود نگارنده در پس از اون مطلب نقدی دیگر بر نقدش نگاشته، از نگاه من نقد نسبتا خوبی بود ، روشنفکر دینی به نظر من نباید وابسته باشد نه به حکومت و نه به جریان اپوزیسیون ؛ این حرف غلط است؟ این آقا الآن لقب تئوریسین جمهوری اسلامی رو در لباس شریعتی بر عهده دارد و به قول معروف حقوق بگیر همین نظام است ، از لحاظ عقلی نیز حرفی است اشتباه اگر فرض کنیم که ایشون بی پرده نقد کند ، هرچند من مخالف قسمتی اون متن بودم چون اعتقادم بر این است که نسل گذشته نیازی به شریعتی نداشت بلکه نسل امروز است که محتاج یک شریعتی است ، چون در آن زمان به قول معروف زمان پیکار در ایدئولوژی های گوناگون در دل اسلام نبود ، در آن زمان اصل مبارزه علیه رژیم بود و استبداد ولی اکنون روزی است که طرفین جریان اصلاح طلب و اصولگرا هر کدام تعریفی دوگانه از جریان دینی دارند و هر یک نیز همدیگر رو مرتد می نامند ؛ شما که اهل مطالعه هستی نگاهی بر نوشته های دکتر شریعتی(مثل نوشته ای که آیه الله میلانی رو مخاطب قرار داده بود و یا نقدهای زیبایی که بر علامه مجلسی و و کتاب بحارالانوار و…) و نوع نگاه مبارزاتی ایشون بکنید بد نیست!
    ثالثا منم که گفتم که سال قبل۸۸ و سال قبل تر۸۷ نیز دقیقا در چنین روزی شاهد سخنرانی آقای رحیم پور ازغدی بودم ، هم به مناسبت ۱۲ اردیبهشت و هم ۲۹ خرداد سخنرانی های ایشون رو دیدم ، اگر نگاهی به آرشیو صدا و سیما کنید خوب متوجه می شوید ، اشاره ام هست به اون قسمت از سخنرانی سال گذشته که گفته بودند شریعتی در زمینه تاریخ تحصیل کرده بودند و جسته گریخته در کلاس های جامعه شناسی شرکت کرده بود و اینکه حق ندارد کسی در زمینه های که تخصص ندارد (مثل اسلام) اقدام به نظریه پردازی کند! و ۵ دقیقه پس از آن بلافاصله در مقام تمجید از آقای مطهری گفته بودند که ایشون با اینکه فقط در حوزه دینی مطالعه داشته اما در تمام زمینه های دین شناسی ، سیاست ، اقتصاد ، جامعه شناسی و .. نظریه پرداز بودند. البته می دونم جوابت این خواهد بود که اقتضای تحصیل در حوزه چنین مطالبی را بر می تابد ولی چطور فرزند استاد محمد تقی شریعتی(که به گفته آیه الله طالقانی علم ایشون در حد یک مرجع بوده) و به قول وبلاگی که آدرس داده بودی مرشد پسرش بوده حق اظهار نظر در باب دین را ندارد؟ مرغ همسایه غاز است؟
    رابعا وبلاگی که داده بودی نخست چه ارتباطی دارد با رابطه حسن با علی؟ دوم اینکه کتابی هست بنام مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد به نوشته علی رهنما که زندگی سیاسی دکتر شریعتی رو نقل کرده و افرادی که با ایشون در ارتباط بودند ، من هیچ نامی از ایشون (رحیم پور ) و پدرشون پیدا نکردم ، اگر شما منبعی به غیر از خود آنان سراغ دارید بگید تا ما هم آگاه باشیم.

  4. ستوده می گوید:

    سلام بگذریم ازین نوشتت از قاسم خبر نداری؟؟؟؟؟؟
    _______________________
    مانیکس:
    اولا نگذریم از این نوشتم ؛
    ثانیا چرا خبر دارم!

  5. دکتر علی شریعتی می گوید:

    شگفتا جدا.

    محمدعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۲م, ۱۳۸۹ ۱:۱۴ ق.ظ:

    افزونه جالبی بود ؛ ممنون از معرفیش دوست من :)

  6. دکتر علی شریعتی می گوید:

    افزونه : wp-thread-comment را نصب کن.

  7. نیما می گوید:

    خطاب به ضیایی : ازغندی هیچ رابطه دوستی قدیمی با شریعتی نداشته دوست عزیز
    صاحب وبلاگ لطفا اشتباه بزرگ این اقا رو در سایت ثبت کنید با یه سرچ ساده اینترنتی هم میتوان متوجه شد این پدر حسن رحیم پور ازغندی یعنی حیدر رحیم پور ازغندی بوده که با شریعتی دوست بوده اونم یه دوستی ساده مثل بسیاری از افراد
    دیگر که در مشهد بودن و با شریعتی دوست بودن …پدر این ازغندی هم مشهدی بوده
    و شریعتی رو میشناخته و حساب پدر حسن رحیم پور با خودش جدا ست …..
    از صاحب وبلاگ میخواهم این اشتباه رو اصلاح کنه ……….

    محمدعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۳م, ۱۳۸۹ ۱۲:۱۳ ب.ظ:

    حق با شماست ! ممنون از تذکرتون :)

  8. نیما می گوید:

    لازم به ذکره این فرد یعنی حسن رحیم پور ازغندی در زمان دکتر شریعتی یه نوجوون
    بیشتر نبوده و البته مقایسه این ادم با شریعتی هم خیلی جالبه ! شریعتی معتقد بود
    انسان ها به دو دسته عدالت طلبان و عدالت ستیزان تقسیم میشن و تقسیم بندی
    انسان ها به مسلم و کافر از اساس غلطه ……….او میگفت من گاندی رو از علامه مجلسی مسلمان تر میدانم ……………دکتر شریعتی اعتقاد داشت دین دار یا بی دین بودن انسان اصلا مهم نیست مهم چگونه بودن خود ادمیه …….. و معتقد بود کفر به معنی ظلم به مردمه نه به معنی انکار خدا و معاد و یک دین خاص ……….
    حالا خودتان قضاوت کنید چه رابطه ای بین چماقداری مثل ازغندی با شریعتی وجود داره ازغندی و هم پالکی هاش میخوان به خاطر اینکه سروش گفته قران گفته محمده
    سرش ببرن ………….. د صورتیکه شریعتی میگه اصلا انکار روح و و متافیزیک و اتریالیسم به معنی کفر نیست و محمد و علی با ظلم و بی عدالتی مشکل داشتن نه با انکار خدا………………………

    محمدعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۳م, ۱۳۸۹ ۱۲:۱۳ ب.ظ:

    دقیقا حق با شماست ؛ رحیم پور در زمان فوت دکتر شریعتی تنها و تنها ۱۳ ساله بوده و به طبع یک فرد ۱۳ ساله چه دوستی می تواند با یک انسان ۴۴ ساله داشته باشد؟!
    ممنون از تذکر شما!

  9. آیا یک روشنفکر (؟!) دینی می تواند به حکومت وابسته باشد؟ » دست نبشته های مجازی می گوید:

    [...] نوشت : حید رحیم پور ازغدی پدر حسن رحیم پور است که در قسمت نظرات چند پست قبل راجع به وی صحبت و بحث [...]

  10. نیما می گوید:

    جناب اقای محمد علی مدیریت محترم وبلاگ قصد ازغندی فقط و فقط به لجن کشیدن دکتر شریعتی و تحریف ارای اوست از من بشنوید که همه اثار شریعتی رو بارها خوندم
    ازغندی اصلا از محتوای اندیشه شریعتی لام تا کام حرفی نمیزنه و فقط در بعضی سخنرانیهاش یه اشاره ای به شریعتی میکنه و میگه دکتر هم ضد فلان بود ضد مثلا روشنفکر های غرب زده بود ………………باید به این اقا گفت رهبران فکری و مقتداهای شما و هم پالکی هایتان از قبیل مصباح یزدی و مطهری و بهشتی و مکارم شیرازی و بسیاری دیگه از جمله علامه طباطبایی ……..که شما و امثال شما اون ها رو در حد پرستش قبول دارن اصلا شریعتی رو به شکل یک کافر حساب میکنن ……….مصباح گفته بود ادبیات اسلام شناسی شریعتی مثل کارهای سلمان رشدی است !
    مطهری گفته بود شریعتی بزرگترین ضربه رو به اسلام زده ………و بهشتی هم در کتاب شریعتی جستجوگری در مسیر شدن گفته شریعتی از یک شیوه بسیار خطرناک و اسیب پذیر در تفسیر ایات دست زده و اون هم تفسیر به رای کردن قران است ….
    حتما میدونید تفسیر به رای کردن در اسلام ….جز بزرگترین گناهانه و بهشتی هم از این امر اگاه بوده و این حرف رو زده که شریعتی قران رو تفسیر به رای میکرد ……..
    حالا شما که یک پیرو ساده افرادی که در بالا ذکر کردم بیش نیستی داری چی میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    محمدعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۸۹ ۱:۴۶ ق.ظ:

    نیمای عزیز.. با ۴ نظر طولانی که سراسر پر از نیش و کنایه و سال و پرسش هست منو غافلگیر کردی؛ من سعی می کنم ذیل هر یک از نظراتت تا جایی که امکان داشته باشه به پرسهات پاسخ بدم.
    اولا فکر کنم شما دچاز کج فهمی در باب تیتر این مطلب شده اید و احتمالا متن رو نخونده اید که هدف من نیز از این پست اثبات این بود که هیچ شباهتی بین شریعتی و رحیم پور نمی باشد و تنها شباهتشون شاید این باشه که هردو از استان خراسان بوده اند.
    اتفاقا منم با شما هم عقیده هستم که رحیم پور تنها قصد تخریب وجهه دکتر شریعتی رو داره و گاها عقاید خودش رو بنام عقاید شریعتی به خورد ملت شهید پرور همیشه در صحنه داده ، مادامی که ایشون خواسته باشند نقش دکتر شریعتی رو بازی کنند و با تحریف و دروغ سعی در خراب کردن وجهه دکتر داشته باشند به هر طریق ممکن تلاش در عدم دستیابی وی به هدف شومش را خواهیم داشت.
    اما در مورد میزان مطالعه تان در باب آثار دکتر شریعتی عرض کنم که بنده حقیر نیز تاجایی که امکانش بوده و دسترسی داشته ام کتب و آثار کتبی و شفاهی وی را مطالعه کرده ام.
    من کاری با مصباح و مطهری و.. ندارم اما فکر کنم در مورد علامه طباطبایی اشتباه می کنید ، نقل است که ایشان پیامی برای دکتر شریعتی فرستاده اند با این مضمون که شریعتی را بگویید دست از سیاست برداشته و در کنار من فلسفه بخواند.
    در باب نکته بعدی احتمالا منظور شهید بهشتی در باب تفسیر سوره روم بوده که دکتر جزوه آن را نیز منتشر کرد ، چون شریعتی عادت به تفسیر قرآن نداشت بلکه سعی در تفسیر دین و حقایق اصلی آن در دنیای جدید را داشت تا نشان دهد دین اسلام یک دین زنده است، البته حالا این که نظر شهید بهشتی و .. درست بوده یا غلط مهم نیست ، مهم این است که شریعتی مورد نقد قرار گرفته و هیچ چیز تا مورد نقد قرار نگیرد شناخته نمی شود و این یک نکته بسیار مهم است که شریعتی نیز همچنان زنده است.
    ضمنا من با اینکه ساده هستم ولی پیرو هیچ یک از افرادی که نام برده اید نیستم ، مسلمانی هستم در جستجوی ناکجا آباد! :)

  11. نیما می گوید:

    جالبه که ازغندی میگه شریعتی ضد غرب بود!!!!!!!!!!!!!!خوب که چی ؟؟؟؟؟؟؟؟قبل از انقلاب ده ها گروه سیاسی از قبیل کمونیست ها و توده و مجاهدین خلق و کنفدراسیون دانشجویان خارج کشور و گروه هایی مثل اتحادیه کمونیست های ایران و غیره که همگی با نظام جمهوری اسلامی بعدا درگیر شدن همگی ضد امریالیسم غرب در افریقای شمالی الجزایر و تونس و همچنین مصر و در اسیا هم همگی دشمن سرسخت اسرائیل به عنوان صهیونیسم و نزاد پرستی بودن ………استعمار الجزایر
    به وسیله فرانسه که با جنایت های ارتش سری و قتل عام های ان چنانی هم همراه بود و مسئله ویتنام و همچنین ملی شدن کانال سوئز به دست عبدالناصر و نهضت های انقلابی امریکای لاتین همگی موجب شده بود روشنفکران و دانشجویان که گرایشات سوسیالیستی و ملی داشتن ضد غرب باشن خوب شریعتی با استعمار
    غرب مشکل داشت او میگفت ازادی های جنسی نظام پهلوی برای جلوگیری از ازادی
    فکر و اندیشه است میگفت تمام این ازادی ها برای این است که حقیقت مطرح نشه
    که مسئله استعمار و غارت منابع کشور های جهان سومه ………….این چه ربطی به عقاید امثال ازغندی داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ازغندی به عنوان تئوریسین سپاه و جناح احمدی نزاد ………امثال ازغندی میگن ازادی های غرب ضد اسلامه و فساد و فحشا ضد اسلامه و ضد دینه و خدا دستور داده انسان باید قوای جنسی اش رو کنترل کنه …..
    و زن هم شهروند درجه دومه !!!!!!!خوب این چه ربطی به عقاید شریعتی داره؟؟؟؟؟؟؟؟
    شریعتی یک بار تاکید میکنم یک بار در اثارش نگفت فساد غرب و ازادی جنسی اش
    ضد اسلامه ضد دینه و اونا مثلا باید سنگسار شن!!!!!!! یک بار برای تحمیل خودش به مردم از احساسات شرعی و دینی مردم استفاده نکرد او اعتقاد داشت ازادی جنسی
    که از طرف شاه داده میشه برای فریب اذهانه همیشه میگفت ول یک بار نگفت این ازادیها مثلا ضد شرع و احکام اسلامه و کسی که این کارها رو میکنه مثلا در اتش میسوزه………..

    محمدعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۸۹ ۱:۵۹ ق.ظ:

    والا به خدا منم نگفتم که حرفای رحیم پور ازغدی ارتباطی با شریعتی داره ولی در کل دکتر شریعتی هم یک انسان بوده و حالا نمیشه گفت چون شریعتی چنین گفته و چنان تمامی حرفای وی درست است یا غلط !
    شریعتی بر اساس شرایط روزگار خود سخن می گفته و اگر قرار است که ما ار سخنان وی استفاده کنیم باید در حرفهایش اجتهاد ورزیم ، به قول فرزندش احسان زمانه کنونی از زمانه شریعتی بسیار سخت تر است.
    ولی در باب برخی مسائلی که گفتی و منم در اکثرش باهات هم نظرم یک نقل قول از آثار گونه گون جلد اول صفحات ۶۶ و ۶۷ رو برات کپی می کنم:

    همه ی پریشانی ها و شومی ها را به گردن عوامل خارجی انداختن،اغفال مردم از واقعیت های زشت داخلی است و نتیجه اش نادیده گرفتن و پوشاندن سرچشمه ی اصلی و کانون های نخستینی است که استعمار یکی از جوشش های آن است و به تعبیری یکی از مدعوین طبیعی و حتی جبری آن!

    همه ی گناهان را به گردن استعمار و امپریالیسم خارجی بار کردن،یک نوع تبرئه کردن عوامل حقیقی گناه و جنایت است که در پیش چشم ما هستند و مستقیم با ما و ما با آن ها سروکار داریم و دریغا که نمی شناسیم!

    چنین نگرشی به مسائل،که دست های آلوده ی خودی را پاک می شوید و همه ی تقصیرها را متوجه ((خارجی ها)) می کند درست تقلید شیوه ی بیهوده ی کار آن شاعران و فیلسوف نمایان صوفی مآب قدیم(گرچه در میان موج نو هم از این قدما بسیارند) است که نگاه های ناخشنودان و ستمدیدگان و مردم پایمال شده در زیر سم ستوران خان و خاقان و قاضی و مفتی و صوفی را و قربانی سنت های منجمد و عبث های متحجر و خرافه های بیماری زای اجتماعی و سیاسی و مذهبی را از زمین به آسمان ها و آن سوی ابرها می خواندند و با مبارزات بی خطر و دشنام ها و شعارهای تند بی ضرر، در حمله به خدا و فردا و تقدیر و ستاره و چرخ کجمدار و روزگار غدار عقده گشایی می کردند!

  12. نیما می گوید:

    او یک بار برای تحمیل خودش به قشر مذهبی نگفت شاه داره دین و اسلام شما رو خراب میکنه و یخواد از شما دینتون رو بگیره……………یک بار نگفت …….. حتی به پدر
    مادر ها گیر میداد که چرا این قدر جوانان رو کنترل میکنند نرو نگو نشین نخور نکن
    و در کتاب پدر مادر ما متهمیم میگه وای به حال دینی که نه ش بیشتر از اری ش باشه
    در کنفرانسی به اسم انتظار عصر حاضر از زن مسلمان تمام قدر افکارش رو راجع به مسئله زنان مطرح میکنه ………………میگه در جوامع جهان سوم با رواج سنت های
    جاهلی و تعصبات کوکورانه ضد انسانی ………..زن از تمام حقوقش محروم شده و فرویدیسم جنسی در جوامع جهان سومی بیسار بیشتر رواج داره حتی نسبت به غرب چون غرب از این مرحله گذشته و ازدیهای اعطایی باعث شده توجه به این مسائل کمتر بشه اما در جهان سوم فشار های وحشتناک روی زن باعث شده زنان به الگوهای غربی و حتی فرویدیسم روی بیارن ………..چون هر چی فشار بیشتر بشه
    نتیجه عکس میشه …………خوب این چه ربطه به کارهای امثال ازغندی و درگیری سپاه و بسیج و ناجا با اون طرز فجیع در خیابانها با جوونا داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این چه ربطی به عقاید ازغندی داره ک میگه هر ک بدحجابه باید نصیحتش کرد اگه نشد کتک و زندان ………………….این چه ربطی به برخورد با جوونای بیچاره در کوی و خیابون داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟که امثال این ادم مبتکرش هستن و هر کس مثلا بد حجاب بود یا لب به اب جو زد از نظر امثال ازغندی پیرو غرب و مفسده و باید حذف بشه …………

  13. نیما می گوید:

    شریعتی اصلا نگاه دینی نداشت اگر داشت نمیگفت گاندی از علامه مجلسی مسلم تره و سیمون دوبووار همسر سارتر نسبت به بسیاری از شیعیان متعصب به اسلام نزدکی تره……………………..قسمتی از حرفهای ایشون رو عینا اینجا تایپ میکنم
    کتاب علی مجموعه اثار شماره ۲۶ : زیرا اسلام و تشیع رو نباید در شعارهاو ابزار احساسات و مظاهر و اداها و حب بغضهای تاریخی جستجو کرد…………..بلکه در
    نوع شناخت نوع تلقی و جهان بینی نظام اجتماعی و نقش سیاسی شکل رهبری
    جامعه زیر بنای اقتصادی و موضع گیری طبقاتی و بلاخره سیستم ارزشهای اجتماعی
    انسانی و تاریخی باید جست و از این روست که میگویم چه بسا بی مذهب ها که انسانند از بسیاری از متعصبین مذهبی به روح مذهب نزدیک ترند………….
    شریعتی اصلا انسان ها رو به دین نمی سنجه ………فقط و فقط به کردار و اعمال سیاسی و نزدیکی اش با ارمانهای اخلاقی انسانی عدالت ازادی روحیه برابری خواهی و………….اما ازغندی اعتقاد داره اغاجری چون روحانیت رو رد کرده یا گنجی چون امام زمان رو رد کرده پس از اسلام خارج شده و چون اینها به سکولاریته یعنی جدای دین از سیاست معتقدن ………..یا اصلا دین را قبول ندارن باید اونا رو زندانی کرد و از همه حقوق اجتماعی سیاسی مدنی محروم ………….امادکتر شریعتی اصلا ملاک رو در زیر بنای طبقاتی نزدکی به ارمان های انسانی نظری عدالت و ازادی میدونه نه در دین افراد و اصلا ملاکش با ازغندی فرق داره که انسان ها رو به دو نیمه تقسیم میکنه با دین وبی دین و شیعه و سنی ……….بهایی و مسلمان …………
    حالا خود شما صاحب وبلاگ عزیز بگید چه تناسخی و چه تناسبی بین شریعتی و ازغندی وجو داره که ازغندی سینه چامک شریعتی شده که زمین تا اسمون با این ادم متفاوت میاندیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  14. نیما می گوید:

    با سلام خدمت دوست عزیز و گرامی اقای محمد علی صاحب وبلاگ
    دوست خوبم شما هم ظاهرا در مورد نوشته های من اشتباه کردی و دچار بدفهمی شدی……….در کامنت هایی که گذاشتم تماما مخاطبم اولین کامنت گذار شخصی به نام ضیایی بود که میخواست بگه سروش از شریعتی دوره و اون وقت ادمی مثل ازغندی دوست شریعتییه! منظورم شما نبودی اگه یک بار دیگه کامنت من رو دقیق
    بخونی ….گفتم (باید به این اقا گفت ) یعنی به ازغندی که رهبران شما مصباح یزدی و بهشتی و مطهری هستن و اینها هم همه شریعتی رو رد کردن و ارای اسلام شناسی او را مخدوش اعلام کردن …………….در جمله اخر هم خطاب و منظورم به ازغندی بود که تو یک پیرو مطهری و مصباح یزدی هستی و اینا رهبرتن و شریعتی رو هم دور از اسلام و غرب زده و تجدد زده میدونن ………….حالا شما کاسه داغ تز از اشی و طرفدار شریعتی شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟قائدتا من میدانم شخصی چون شما چون طرفدار دکتر شریعتی هستید رهبران فکریت حتما امثال مصباح یزدی نیستن…………این که کاملا از وبلاگت مشخصه و عکس میر حسین روی لوگوی وبلاگت چه ربطی به طرفداری شما از مصباح داره؟؟؟؟؟؟؟؟تمام کنایه من در این کامنت های طولانی فقط و فقط همان شخصی بود که شریعتی رو با ازغندی در یک ترازو و جبهه گذاشت و این مسئله شدیدا
    من رو کلافه کرد ………….وگرنه من نگفتم شما میگی بین شریعتی و ازغندی رابطه ای هست ……….

    محمدعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۸۹ ۷:۵۴ ب.ظ:

    علیکم السلام ؛ پس این کج فهمی به اون کج فهمی در!
    ضمنا اگر قصد داری بازم مطلب بنویسی یه پیشنهاد برات دارم ؛ خوشحال میشم ایمیلتو برام بفرستی یا منو تو یاهوت اضافه کنی!
    آی دی من تو یاهو: finikids
    و ایمیلم: info@1mosalman. com

  15. نیما می گوید:

    کامنت های طولانی و پر از سوال من هم فقط به این دلیله که اولین کامنت رو دیدم و مدتهاست میخوام در یک وبلاگ راجع به این مسئله توضیح بدم که ازغندی در بعضی سخنرانیهاش از شریعتی یاد میکنه و میگه شریعتی ضد روشنفکران سکولار بود و از اسلام انقلابی دفاع میکرد و میخواد خود هم جبهه شزیعتی نشون بده ………من میخواهم با اجازه شما چند کامنت دیگر هم بگذارم چون خیلی از جوانان حال کتاب خوندن ندارن ولی وقتی مناظرات وبلاگی میشه با علاقه میان میخونن ………تعداد کتب شریعتی بسیار زیاده و بسیاری وقت و حوصله ندارن ارا و افکار واقعی دکتر رو دربیارن از لا به لای کتبش ………..باید این مسئله که ازغندی فقط و فقط قصد سو استفاده از بعضی ارای شریعتی رو داره روشن بشه ……….و من هم محتویات بعضی عقاید دکتر رو حتی با ذکر نام کتاب در اینجا گذاشتم و باز هم خواهم گذاشت تا جوانان بی اطلاع و کساییکه کتاب نمیخونن و از شریعتی هم زیاد نمیدونن فکر نکنن شریعتی
    مثل ازغندی فکر میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!! تا روشن بشه ازغندی که انسان را به درجه یک و دو تقسیم میکنه و بی دین و با دین میکنه ……..چقدر با شریعتی فاصله داره که اصلا انسان ها رو به دین نمیسنجه ……..اصلا حاضر نیست انسان ها به خاطر ارای دینیشون به بند کشیده بشن ………..او اصلا کفر رو بی دینی و ماتریالیست بودن و مادی بودن و عدم اعتقاد به خدا و معاد نمی دانست ………ولی ازغندی همین الان اعتقاد داره امثال سروش باید به زنجیر کشیده بشن یا حتی اعدام بشن …………
    خوب باید ازغندی رو افشا کرد باید بسیاری افراد بی اطلاع رو از اهداف این ادم مطلع کرد ازغندی حتی زبان به اهانت به بازرگان هم گشوده بود این قدر انسان پلید و وقیح میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

  16. نیما می گوید:

    قسمتی از ارا و عقاید شریعتی
    کتاب علی مجموعه اثار شماره ۲۶
    صفحه ۲۲۵ : پاراگراف دوم: و رویه بی کم و کاست معادل رزیم است و امامت و خلافت دو رویه است : توسعه اسلام به عنوان یک مذهب اعتقادی در برابر کفار یا رهبری اسلام به عنوان یک رسالت اجتماعی در برابر قاسطین و البته که این رسالت اجتماعی زیر بنای فکریش توحید است و جهان بینی مذهبی …….همه کوشش های رژیم خلافت طی صد ها سال که رژیم حکومت قاسطین در لباس و پوشش اسلام بود
    متوجه این هدف اساسی شد که اسلام را به عنوان یک مذهب ذهنی نگه دارند اما رسالت اجتماعی اش که عدالت و قسط است از ان بگسلند و جنگ مسلمین _ قاسطین …….را به شکل جنگ مسلمین _کافرین دراورند ……..و مقصود از کافرین هم به همان معنی که در فرهنگ های مذهبی معمول تاریخ تفسیر میشود یعنی ((منکرین عقاید دینی )) و نه ان چنان که قران تفسیر میکند : که کافر کسی است که یتیم را از خود میراند و بر خوراک شکسته محروم تحریک نمیکند و برای انکه خواننده
    تحت تاثیر روح مذهبی رایج باز خیال نکند روی سخن با مادیون و دهریون و ماتریالیست ها و منکران و ملحدان ذهنی است بی درنگ ادامه میدهد فویل للمصلین :وای برنماز گزاران انها که از معنی و هدف و مسئولیتی که در نمازشان است غافلند و مقدس اند
    و عابد زاهد اهل نماز ولی از عمل خیر و خدمت به خلق و در هر کاری در راه مردم منع میکنند ……………
    کتاب جهان بینی و ایدوئولوزی مجموعه اثار یست و شش :
    صفحه ۱۶۷
    امامت معنی اش معلوم است بنده شیعه هستم اختلافی بعد از پیامبر رخ داده خلافت امامت : جنگ خلافت و امامت خلافت یک نظام حاکم رسمی است منتهی همان جاهلیت کسری و قیصری که به جای تاج کیانی و تاج قیصری عمامه پیامبر بر سر نهاده
    ……….من این را نفی کردم به امامت اعتقاد پیدا کردم و علی را سمبل گرفتم میگویم ولایت علی ولایت علی برای من در هر زمانی که هستم و هر جای دنیا یک جبهه سیاسی مشخص میکنه و کاملا جبهه اجتکاعی مرا معلوم میکنه …این را نمیشود قرو قاطی کرد معلوم میشود من با هر نظامی و هر رزیمی و هر حکومتی که با ولایت علی و علی وار تشابه نداره مخالفم ولو عمامه اش سبز باشه و لومارک علی و ولایت علی رو هم به به پیشانیش بزند بحث مارک نیست بحث یک نوع رویه است خود علی مگوید :رویه من غیر از شیخین است رویه یعنی چه ؟ رویه ترجمه رزیم است بعد کم کم در تاریخ با حقه بازی های فراوان مرزها قاطی میشه قبله ها معلوم نیست جبهه ها معلوم نیست کجاست دست راست و چپ قاطی میشه چه جور میشه :ولایت علی تبدیل به علی دوستی میشه بسیار خوب علی دوست کیست بدتر از یزید هم میتواند علی دوست شود ! ……………..

  17. سعید می گوید:

    من که اصلا با صحبتهای آقای صاحب سایت قانع نشدم و فک میکنم زیادی هیجان زده شده
    دلایل قوی باید و منطقی
    نه رگهای گردن به حجت قوی

    محمدعلی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ ۹:۳۴ ب.ظ:

    سعید جان ؛ شما منظورت از دلایل ضعیف من کدومه که قانعت نکرده؟
    اگر مشخصا بفرمایید من توضیح می دهم و الا فکر می کنم یه چیزی من در آوردی گفتی!

نوشتن دیدگاه