دی ۲۶

http://www.1mosalman.com/images/mir_gham.jpg

عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
یک فروغ رخ ساقی ست که در جام افتاد

غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید
کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد
من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم
اینم از عهد ازل  حاصل فرجام افتاد
چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار
هر که در دایره ی گردش ایام افتاد


در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ
آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد
آن شد ای خواجه ! که در صومعه بازم بینی
کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد
زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت

کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد


هر دم اش با من دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد
صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی
زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد

نوشته ای از محمدعلی \\ tags: , , , ,

۳ دیدگاه برای “ زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت!”

  1. رشنو می گوید:

    سلام…
    همیشه سبز باشی …

  2. حضرت ظریفی می گوید:

    سلام ازین دریچه نیز علی نازنین!
    خر سند میشوم آدرس انتر نیتی آگاه دوشیزه هیلا صدیقی را برایم لطف کنید.
    حضرت ظریفی فنلاند

  3. من می گوید:

    ئه ئه ببین چه الکی الکی شعر حافظو حروم کرده .
    __________________
    مانیکس:
    اون کسی اشعار حافظ و مولوی و سعدی و فردوسی و .. رو حروم کرده که با دزدیدن رای مردم باعث چنین اتفاقات شومی شده اند!!

نوشتن دیدگاه