مرداد ۳۱

این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورندی لقمه های راست شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
شرط جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگی..

_____________

یه پیشنهاد دارم برای روزه داران عزیز !

هرچی تلویزیون گفت گوش نکنید ، اینکه بعد سحر چایی نخورید ، غذاهای سبک بخورید و از این جور حرفا !! هرچی میگه ۱۸۰ درجه برعکس عمل نمایید تا ماه رمضان خوبی را تجربه نمایید و عیار خودتون رو محک بزنید!

ماه رمضون با سختی هاش و تشنگی و گرسنگی چشیدن حال داره…

دانلود این دهان بستی و ربنا موقع افطار ؛ دو شاهکار استاد محمد رضا شجریان

نوشته ای از محمدعلی \\ tags: , , , ,

مرداد ۲۹

از دوستانی که این ۳-۴ روز اخیر انواع و اقسام حرفها را در مورد اینجانب زده اند کمال تشکر رو دارم ، نمی دونید که آدم چقدر خوشش میاد در معرض توجه قرار بگیره!! اما به شرطی که این توجه به تمسخر گرفته نشه که از دوستانی که من می شناسم بعیده اینجوری نباشه!! :)

از همین تریبون استفاده می کنم و این مطلب که ما در عشق قوزفیش شدیم را به کلی تکذیب نموده ، البته اینکه عاشق شدیم چیز جدیدی نیست ، تا یادم میاد ما عاشق بودیم… آرزو دارم که انجمن حرف مفت زنان فین و حومه به خود آمده و کمتر در زندگی خصوصی دیگران تجسس نموده و از خود حرف مفت در وکنند!!

http://nazeri.org/Images/Image1670.jpg

نوشته ای از محمدعلی \\ tags:

مرداد ۲۹

بدون شرح!

http://nazeri.org/Images/Baz_Ast.jpg

نوشته ای از محمدعلی \\ tags: , ,

مرداد ۲۸

متنی که در ادامه مشاهده می کنید مربوط است به نامه مرحوم مطهری در مورد دکتر علی شریعتی به امام خمینی و نگرانی های وی از مطرح گردیدن نامش پس از مرگش! این متن از پایگاه علوم و معارف اسلامی استخراج گردیده است.

http://nazeri.org/Images/Shariati_Motahari.jpg

نامۀ مرحوم‌ شهید مطهّری‌ به‌ رهبر فقید انقلاب‌ دربارۀ شناخت‌ هویّت دکتر شریعتی

اخیراً کتابی‌ از انتشارات‌ صدرا (به‌ تاریخ‌ ۱۲ اردیبهشت‌ ۰ ۷ ) به‌ نام‌ «سیری‌ در زندگانی‌ استاد مطهّری‌» با مقاله‌ای‌ از حجّة‌ الإسلام‌ هاشمی‌ رفسنجانی‌ انتشار یافته‌ است‌. این‌ کتاب‌ بسیار حاوی‌ مطالب‌ دقیق‌ و عمیقانه‌ و در حقیقت‌ کشف‌ اسراری‌ است‌ از ناحیۀ مرحوم‌ شهید آیة‌ الله‌ شیخ‌ مرتضی‌ مطهّری‌ أعلی‌الله‌ مقامه‌. و من‌ مطالعه‌ و دقّت‌ در محتویات‌ آنرا به‌ همۀ جویندگان‌ حقیقت‌ توصیه‌ میکنم‌.

در ص‌ ۰ ۸ تا ص‌ ۸۷ این‌ کتاب‌ یک‌ نامه‌ است‌ که‌ مطهّری‌ مرحوم‌ به‌ حضرت‌ آیة‌ الله‌ العظمی‌ رهبر فقید و بنیادگذارندۀ جمهوری‌ اسلامی‌ وقتیکه‌ در نجف‌ اشرف‌ بوده‌اند، نوشته‌و بسیار حاوی‌ مضامین‌ جالبی‌ است‌. ما در اینجا به‌ مختصری‌ از آن‌ که‌ شاهد گفتار ما در شناخت‌ هویّت‌ دکتر شریعتی‌ است‌ اکتفا می‌نمائیم‌. عین‌ عبارت‌ کتاب‌ اینست‌:

‎ در اینجا نامه‌ای‌ از استاد مطهّری‌ به‌ امام‌ خمینی‌ که‌ تاریخ‌ آن‌، سال‌ ۱۳۵۶ و بعد از درگذشت‌ مرحوم‌ دکتر شریعتی‌ می‌باشد و مؤیّد مطالب‌ فوق‌ است‌ مناسب‌ به‌ نظر میرسد:

بسم‌ الله‌ الرّحمن‌ الرّحیم‌

السّلام‌ علی‌ مولانا أمیرالمؤمنین‌ و إمام‌ المتّقین‌ و قآئد الغُرّ المُحجّلین‌

والسّلام‌ علیکم‌ و رحمة‌ الله‌ و برکاته‌

استاد و مقتدای‌ بزرگوارم‌! حوادث‌ ناگوار پی‌درپی‌ برای‌ اسلام‌ از یک‌ طرف‌، و روشن‌بینی‌ها و اقدامات‌ مثبت‌ و منفی‌ به‌ موقع‌ و صحیح‌ آن‌ استاد بزرگوار از طرف‌ دیگر، موجب‌ شده‌ که‌ روز به‌ روز جدّی‌تر و با خلوص‌ و صمیمیّت‌ بیشتر آرزو کنم‌ و از خداوند متعال‌ مسألت‌ نمایم‌ که‌ وجود مبارک‌ آن‌ رهبر عظیم‌ الشّأن‌ را برای‌ همه‌ مسلمانان‌ مستدام‌ بدارد، اللهمّ ءَامین‌.

تا میرسد به‌ اینکه‌ میگوید:

‎ چهارم‌: مسألۀ شریعتی‌هاست‌. در نامۀ قبل‌ معروض‌ شد که‌: پس‌ از مذاکره‌ با بعضی‌ دوستان‌ مشترک‌ قرار بر این‌ شد که‌ بنده‌ دیگر دربارۀ مسائلی‌ که‌ به‌ شخص‌ او مربوط‌ می‌شد، از قبیل‌ صداقت‌ داشتن‌ و صداقت‌ نداشتن‌ و از قبیل‌ التزامات‌ عملی‌ سخنی‌ نگویم‌ ولی‌ انحرافاتی‌ که‌ در نوشته‌های‌ او هست‌ به‌ صورت‌ خیرخواهانه‌ و نه‌ خصمانه‌ تذکّر دهم‌. ولی‌ اخیراً می‌بینم‌ گروهی‌ که‌ عقیده‌ و علاقۀ درستی‌ به‌ اسلام‌ ندارند و گرایشهای‌ انحرافی‌ دارند، با دسته‌بندیهای‌ وسیعی‌ در صدد این‌ هستند که‌ از او بتی‌ بسازند که‌ هیچ‌ مقام‌ روحانی‌ جرأت‌ اظهار نظر در گفته‌های‌ او را نداشته‌ باشد. این‌ برنامه‌ در مراسم‌ چهلم‌ او در مشهد ـ متأسّفانه‌ با حضور بعضی‌ از دوستان‌ خوب‌ ما ـ و بیشتر در ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ در مسجد قبا اجرا شد، تحت‌ عنوان‌ اینکه‌ بعد از سیّد جمال‌ و إقبال‌ و بیش‌ از آنها این‌ شخص‌ رنسانس‌ اسلامی‌ به‌وجود آورده‌ و اسلام‌ را نو کرده‌ و خرافات‌ را دور ریخته‌، و همه‌ باید به‌ افکار او بچسبیم‌. ولی‌ خوشبختانه‌ با عکس‌العمل‌ شدید گروهی‌ دیگر مواجه‌ شد، و بعلاوه‌ هوشیاری‌ و حسن‌ نیّت‌ امام‌ مسجد که‌ متوجّه‌ شد توطئه‌ای‌ علیه‌ روحانیّت‌ بوده‌ در شبهای‌ آخر فی‌الجمله‌ اصلاح‌ شد.

عجبا! میخواهند با اندیشه‌هائی‌ که‌ چکیدۀ افکار ماسینیون‌ مستشار وزارت‌ مستعمرات‌ فرانسه‌ در شمال‌ آفریقا و سرپرست‌ مبلّغان‌ مسیحی‌ در مصر، و افکار گورویچ‌ یهودی‌ ماتریالیست‌، و اندیشه‌های‌ ژان‌ پُل‌ سارتر اگزیستانسیالیست‌ ضدّ خدا، و عقائد دورکهایم‌ جامعه‌شناس‌ که‌ ضدّ مذهب‌ است‌، اسلام‌ نوین‌ بسازند؛ پس‌ و علی‌ الإسلام‌ السّلام‌. به‌ خدا قسم‌ اگر روزی‌ مصلحت‌ اقتضا کند که‌ اندیشه‌های‌ این‌ شخص‌ حلاّجی‌ شود و ریشه‌هایش‌ به‌ دست‌ آید و با اندیشه‌های‌ اصیل‌ اسلامی‌ مقایسه‌ شود، صدها مطالب‌ به‌ دست‌ می‌آید که‌ بر ضدّ اصول‌ اسلام‌ است‌، و به‌ علاوه‌ بی‌پایگی‌ آنها روشن‌ می‌شود. من‌ هنوز نمی‌دانم‌ فعلاً چنین‌ وظیفه‌ای‌ دارم‌ یا ندارم‌؛ ولی‌ با اینکه‌ می‌بینم‌ چنین‌ بت‌سازی‌ می‌شود، فکر میکنم‌ که‌ تعهّدی‌ که‌ دربارۀ این‌ شخص‌ دارم‌ دیگر ملغی‌ است‌. در عین‌ حال‌ منتظر اجازه‌ و دستور آن‌ حضرت‌ می‌باشم‌.

کوچکترین‌ گناه‌ این‌ مرد بدنام‌ کردن‌ روحانیّت‌ است‌. او همکاری‌ روحانیّت‌ با دستگاههای‌ ظلم‌ و زور علیه‌ تودۀ مردم‌ را به‌ صورت‌ یک‌ اصل‌ کلّی‌ اجتماعی‌ در آورد. مدّعی‌ شد که‌ مَلِک‌ و مالک‌ و ملاّ، و به‌ تعبیر دیگر تیغ‌ و طلا و تسبیح‌ همیشه‌ در کنار هم‌ بوده‌ و یک‌ مقصد داشته‌اند. این‌ اصل‌ معروف‌ مارکس‌ و به‌ عبارت‌ بهتر مثلّث‌ معروف‌ مارکس‌ را که‌ دین‌ و دولت‌ و سرمایه‌ سه‌ عامل‌ همکار بر ضدّ خلقند و سه‌ عامل‌ از خودبیگانگی‌ بشرند، به‌ صد زبان‌ پیاده‌ کرد. منتهی‌ به‌ جای‌ دین‌، روحانیّت‌ را گذاشت‌. نتیجه‌اش‌ این‌ شد که‌ جوان‌ امروز به‌ اهل‌ علم‌ به‌ چشم‌ بدتری‌ از افسران‌ امنیّتی‌ نگاه‌ میکند. و خدا میداند که‌ اگر خداوند از باب‌ «وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَهُ وَ اللَهُ خَیْرُ الْمَـٰکِرِین‌ » در کمین‌ او نبود، او در مأموریّت‌ خارجش‌ چه‌ به‌ سر روحانیّت‌ و اسلام‌ می‌آورد.

تبلیغاتی‌ در اروپا و آمریکا له‌ او از زهد و ورع‌ و پارسائی‌ تا خدمت‌ به‌ خلق‌ و فداکاری‌و جهاد در راه‌ خدا و پاکباختگی‌ در راه‌ حقّ شده‌ است‌. و بسیار روشن‌ است‌ که‌ دستهای‌ مرموزی‌ در کار بوده‌ و دوستان‌ خوب‌ شما در اروپا و آمریکا اغفال‌ شده‌اند. من‌ لازم‌ میدانم‌ که‌ حضرتعالی‌ گاهی‌ برخی‌ افراد بصیر را ولو به‌ طور خفا به‌ اروپا و آمریکا بفرستید، جریانها را از نزدیک‌ ببینند و گزارش‌ دهند؛ که‌ به‌ عقیدۀ بعضی‌ از دوستانتان‌ در آنجا پاره‌ای‌ از حقائق‌ از حضرتعالی‌ کتمان‌ می‌شود.

گروههای‌ چهارگانۀ فوق‌ با من‌ به‌ حساب‌ اینکه‌ تا اندازه‌ای‌ اهل‌ فکر و نظر و بیان‌ و قلم‌ هستم‌ به‌ شدّت‌ مبارزه‌ میکنند. شایعه‌ برایم‌ می‌سازند، جعل‌ و افترا می‌بندند، بطوریکه‌ خود را مصداق‌ آن‌ شعر فارسی‌ می‌بینم‌ که‌ محقّق‌ اعظم‌ خواجه‌ نصیرالدّین‌ طوسی‌ در آخر «شرح‌ اشارات‌» به‌ عنوان‌ زبان‌ حال‌ خود آورده‌ است‌:

به‌ گرداگرد خود چندان‌ که‌ بینم         ‌ بَلا انگشتریّ و من‌ نگینم‌

مرحوم‌ مطهّری‌ مطلب‌ را ادامه‌ می‌دهد تا میرسد به‌ اینجا که‌ می‌نویسد:

‎ بسیار خوب‌ است‌، و برای‌ شناختن‌ ماهیّت‌ این‌ شخص‌ لازم‌ است‌ که‌ حضرتعالی‌ مجموعۀ مقالات‌ او را در «کیهان‌» که‌ یک‌ سال‌ و نیم‌ پیش‌ چاپ‌ شد، شخصاً مطالعه‌ فرمائید.

این‌ مقالات‌ دو قسمت‌ است‌: یک‌ قسمت‌ بر ضدّ مارکسیسم‌ است‌ که‌ مقالات‌ خوبی‌ بود و ایرادهای‌ کمی‌ از نظر معارف‌ اسلامی‌ داشت‌. ولی‌ قسمت‌ دوّم‌ مقالاتی‌ بود دربارۀ ملّیّت‌ ایرانی‌ (و مستقلاّ ماشین‌ شده‌) و در حقیقت‌ فلسفه‌ای‌ بود برای‌ ملّیّت‌ ایرانی‌؛ و قطعاً تا کنون‌ احدی‌، از ملّیّت‌ ایرانی‌ به‌ این‌ خوبی‌ و مستند به‌ یک‌ فلسفۀ امروز پسند دفاع‌ نکرده‌ است‌.

شایسته‌ است‌ نام‌ آنرا «فلسفۀ رستاخیز» بگذاریم‌. خلاصۀ این‌ مقالات‌ که‌ یک‌ کتاب‌ می‌شود، این‌ بود که‌ ملاک‌ ملّیّت‌، خون‌ و نژاد که‌ امروز محکوم‌ است‌ نیست‌؛ ملاک‌ ملّیّت‌، فرهنگ‌ است‌. و فرهنگ‌ به‌ حکم‌ اینکه‌ زادۀ تاریخ‌ است‌ نه‌ چیز دیگر، در ملّتهای‌ مختلف‌، مختلف‌ است‌. فرهنگ‌ هر قوم‌ روح‌ آن‌ قوم‌ و شخصیّت‌ اجتماعی‌ آنها را می‌سازد. خود و «منِ» واقعی‌ هر قوم‌، فرهنگ‌ آن‌ قوم‌ است‌. هر قوم‌ که‌ فرهنگ‌ مستمرّ نداشته‌ نابود شده‌ است‌. ما ایرانیان‌ فرهنگ‌ دوهزار و پانصد ساله‌ داریم‌ که‌ ملاک‌ شخصیّت‌ وجودی‌ ما و منِ واقعی‌ ما و خویشتن‌ اصلی‌ ماست‌. در طول‌ تاریخ‌ حوادثی‌ پیش‌ آمد که‌ خواست‌ ما را از خودِ واقعی‌ ما بیگانه‌ کند، ولی‌ ما هر نوبت‌ به‌ خود آمدیم‌ و به‌ خود واقعی‌ خود بازگشتیم‌.آن‌ سه‌ جریان‌ عبارت‌ بود از حملۀ إسکندر، حملۀ عرب‌، حملۀ مغول‌. در این‌ میان‌ بیش‌ از همه‌ دربارۀ حملۀ عرب‌ بحث‌ کرده‌ و نهضت‌ شعوبیگری‌ را تقدیس‌ کرده‌ است‌. آنگاه‌ گفته‌: اسلام‌ برای‌ ما ایدئولوژی‌ است‌ و نه‌ فرهنگ‌. اسلام‌ نیامده‌ که‌ فرهنگ‌ ما را عوض‌ کند و فرهنگ‌ واحدی‌ به‌ وجود آورد، بلکه‌ تعدّد فرهنگها را به‌ رسمیّت‌ می‌شناسد. همانطوریکه‌ تعدّد نژادی‌ را یک‌ واقعیّت‌ میداند. آیۀ کریمۀ «إِنَّا خَلَقْنَـٰکُم‌ مِّن‌ ذَکَرٍ وَ أُنثَی‌’ وَ جَعَلْنَـٰکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَآئلَ… » که‌ اختلافات‌ نژادی‌ و اختلافات‌ فرهنگی‌ که‌ اوّلی‌ ساختۀ طبیعت‌ است‌ و دوّمی‌ تاریخ‌، باید به‌ جای‌ خود محفوظ‌ باشد. ادّعا کرده‌ که‌ ایدئولوژی‌ ما روی‌ فرهنگ‌ ما اثر گذاشته‌ و فرهنگ‌ ما روی‌ ایدئولوژی‌ ما، لهذا ایرانیّت‌ ما ایرانیّت‌ اسلامی‌ شده‌ است‌ و اسلام‌ ما اسلام‌ ایرانی‌ شده‌ است‌. با این‌ بیان‌ عملاً و ضمناً ـ نه‌ صریحاً ـ فرهنگ‌ واحد به‌ نام‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ را انکار کرده‌ است‌؛ و صریحاً شخصیّتهائی‌ نظیر بوعلیّ و أبوریحان‌ و خواجه‌ نصیرالدّین‌ و ملاّ صدرا را وابسته‌ به‌ فرهنگ‌ ایرانی‌ دانسته‌ است‌. یعنی‌ فرهنگ‌ اینها ادامۀ فرهنگ‌ ایرانی‌ است‌.

این‌ مقالات‌ بسیار خواندنی‌ است‌. در انتساب‌ آنها به‌ او شکّی‌ نیست‌. به‌ بعضی‌ها مثل‌ آقای‌ خامنه‌ای‌ و آقای‌ بهشتی‌ گفته‌: مال‌ من‌ است‌؛ ولی‌ مدّعی‌ شده‌ که‌ من‌ اینها را چندین‌ سال‌ پیش‌ نوشته‌ام‌ و اینها آنها را پیدا کرده‌ و چاپ‌ کرده‌اند؛ در صورتیکه‌ دلائل‌ به‌ قدر کافی‌ هست‌ که‌ مقالات‌، جدید است‌. به‌ هر حال‌ مطالعۀ حضرتعالی‌ بسیار مفید است‌.

در اینجا مرحوم‌ مطهّری‌ پس‌ از ذکر دو مطلب‌ کوتاه‌ دیگر، نامه‌ را با این‌ عبارت‌ پایان‌ میدهد: ‎ خدمت‌ آقازادگان‌ عظام‌ دامت‌ برکاتهم‌ عرض‌ سلام‌ این‌ بنده‌ را ابلاغ‌ فرمائید.

والسّلام‌ علیکم‌ و رحمة‌ الله‌ و نلتمس‌ منکم‌ الدّعآء.

_______________________________

در همین مورد می توانید بخوانید:

مطهری گفت شریعتی دروغ میگوید/ شهروند امروز

من متهم می کنم/داستان جدال متقابل شریعتی و روحانیون/شهروند امروز

استاد مطهری، دکتر شریعتی و حسینیة ارشاداز زبان رهبر معظم انقلاب/شریعتی واقعا مرید مطهری بود/تبیان

شریعتی و مطهری از نگاه یکدیگر/شرقیان

*** حالا هرچه میخاید اینجا بگید. نظرات

نوشته ای از محمدعلی \\ tags: , , , , ,

مرداد ۲۷

http://nazeri.org/Images/Che1.jpg

رسالت یک انسان برای رسیدن به آزادی درصف ایستادن نیست، بلکه بر هم زدن صف است!

آزادی  بیش از همه از دست کسانی ضربه میخورد که برای نیل به آن ،کوتاهترین مسیر را انتخاب میکنند!

فرمانده چه.

نوشته ای از محمدعلی \\ tags: , ,

مرداد ۲۱

اگر این چندین وقت سوژه ای برای خنده نداشته اید و به دنبال یک متن طنز بسیار قوی میگردید ، به شما مژده می دهم که باز فاطمه رجبی نامه نوشت، نامه ای سرگشاده به محمود احمدی نژاد!

من به نوبه خود خیلی دنبال نامه ها و مقالات خانم رجبی هستم ، کلا جایگزین قرص اکستازی برای منه! امیدوارم سالهای سال در پناه خدا زنده بمانند تا بتوانند کتاب معجزه هزاره چهارم را نیز تالیف نمایند!!

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/2/24/29536_184.jpg

فاطمه رجبی:

دو نکته سبب گردید تا این نامه را بنگارم: یکی شنیدن جمله «من با تحجر مخالفم» در نخستین گفت‌وگوی تلویزیونی حضرت‌عالی پس از پیروزی، و دیگری «اعلان حضور وزرای زن در لیست‌های منتشره» کابینه دهم!

متن کامل این طنز نامه

_____

عکس از سایت تابناک

نوشته ای از محمدعلی \\ tags: , , , , , , , ,

مرداد ۲۰

http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/10/khosro-golsorkhi1.jpg

خداوندا
تو خود میدانی
که انسان بودن و ماندن در این دنیا
بس دشوار است!
و چه زجری می کشد آنکس که انسان است
و از احساس سرشار است

خسرو گلسرخی

نوشته ای از محمدعلی \\ tags: , ,

مرداد ۱۸

دیروز روز به اصطلاح خبرنگار بود. چند خطی برای خبرنگاران نان بر کف میهنمان

http://www.saitak.ucoz.com/1/1/najafzade_kamran_saitak.jpg

آقای خبرنگار..

نمی دانی وقتی قیافه مظلوم و حق به جانب تو را از تلویزیون می بینم چقدر حالم بد می شود.

واقعا خود را خبرنگار می نامی؟! تو خبرنگاری؟

سختی کارت رفتن به پیش این وزیر و آن وکیل است و ابرو بالا انداختن و با لب و لوچه ات بازی کردن..

سختی کار تو آن است که هرسال سازمان تو هم پالکی های تو را مفتکی حاجی می کند؟ حقوقت کم است !

آه..می دانم. ولی خوب سازمان هم بودجه ای دارد. دولت تصویبش کرده ، نمی توان الکی زیادش کنند! باید کار کنی. ببین امروز چه چیزی می تواند برایت پاداش و اضاقه کار داشته باشد. پیدا کردن سوژه هایی مثل کفش دادن دست مردم و از آنان بخواهی کفش را پرتاب کنند. پخش اعترافی ، گرفتن سوتی از رییس جمهور آمریکا ، پخش حرفهای فایزه هاشمی ، کشف فساد اخلاقی و مالی نخست وزیر ایتالیا..

دوست خبر نگار من! چرا از رقص بوش خبر می آوری ولی از رقص چاوز بی خبری؟! خبری از حرف های پالیز دار و ماجرای معاون دانشگاه زنجان نمی آوری؟ شاید نشنیده ای چه بر زهرا بنی یعقوب آمده، یا اینکه میدانی ولی دیگران نباید بفهمند!؟

وای که تو چقدر احمقی!

من از همان دفعه اول که تو را دیدم حالم از تو بهم میخورد.

شاید فکر می کردم چون به گاهی اوقات به نفع جریان خاصی که من دوستش دارم خبر نمی گویی. خوب شاید آن زمان حق میدادم به تو.. که کار رسانه ای ، جناحی نیست.. ولی الآن می بینم نه تنها از جناحی خاص به طور ۱۰۰% حمایت می کنی ، که در روز روشن خبرهایی می آوری که انکارش از باورش برای من و مردم میهنم بسیار راحت تر است، تو روز روشن را شب میخوانی.. نفرین بر تو! خجالت نمی کشی؟!

خبر نگار میهن من.. از تو بیزارم! روزت حرامت باشد!

نوشته ای از محمدعلی \\ tags: , ,

مرداد ۱۷

خدایا!
مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.

خدایا!
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.

خدایا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.

خدایا!
خدایا تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند،  آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ….. تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.

(دکتر علی شریعتی)

نوشته ای از محمدعلی \\ tags: